مقالات سازمان اوقاف

مطالب ویژه
پربازدیدترین اخبار
  • امروز
  • دیروز
  • هفته
  • ماه

امروز

دیروز

هفته

ماه

سامانه سجنا (نیروی انسانی)

اطلاعیه دعوت به مصاحبه پذیرفته شدگان آزمون استخدامی مورخ 15/4/97

دیرین دیرین

خدمات غیر حضوری

سامانه شکایات

راههاي ترويج فرهنگ وقف و ايجاد موقوفات جديد در جامعه‏

راههاي ترويج فرهنگ وقف و ايجاد موقوفات جديد در جامعه‏

وقف از افتخارات دين اسلام است و به طور غيرمستقيم در قرآن و به طور مستقيم در سيره‏ي پيامبر (ص) و ائمه (ع) به آن توجه فراوان شده است. از نظر اسلام وقف راه‏گشايي براي رفع محروميت‏هاي مادي و معنوي جامعه و يادگار جاودانه‏اي از کرامت انسان به پيشگاه بشريت و پيوند با آفريدگار متعال است

 سه شنبه 3 آذر 1394   3541  0      

وقف از افتخارات دين اسلام است و به طور غيرمستقيم در قرآن و به طور مستقيم در سيره‏ي پيامبر (ص) و ائمه (ع) به آن توجه فراوان شده است. از نظر اسلام وقف راه‏گشايي براي رفع محروميت‏هاي مادي و معنوي جامعه و يادگار جاودانه‏اي از کرامت انسان به پيشگاه بشريت و پيوند با آفريدگار متعال است. هر چند در هيچ يک از آيات قرآن صريحا به وقف اشاره نشده است اما، علماي اسلام از کليت برخي مفاهيم 

اخلاقي که در قرآن ذکر شده است چنين نتيجه مي‏گيرند که وقف مورد تأييد قرآن است. قرآن در توسعه‏ي فرهنگ وقف در جامعه‏ي اسلامي تأثير محتوايي و موضوعي داشته است. ذکر آيه‏ي (فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه ان الله سميع عليم) در وقف‏نامه‏ها نشانه‏ي تأثير قرآن در گسترش فرهنگ در جامعه‏ي اسلامي است. 

همچنين رفتار و شيوه‏ي پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) به صورت قول يا فعل در رواج و گسترش وقف از اهميت ويژه‏اي برخوردار است. به موجب تأکيدي که آن بزرگواران به مسأله‏ي وقف داشتند مسلمانان بخشي از امکانات مالي خود را وقف کردند. عمل آنها به وقف نيز بر رفتار مسلمانان تأثير گذاشت. 

در کشور ما ايران نيز از گذشته‏هاي دور وقف مرسوم بوده است. مرحله‏ي اول توسعه‏ي وقف در ايران با تصرف زمين‏هاي مفتوح العنوة آغاز مي‏شود. در دوره‏ي سامانيان براي اداره‏ي موقوفات تشکيلاتي به نام ديوان اوقاف به وجود آمد. با حمله‏ي مغولان به ايران وضع موقوفات آشفته شد اما با روي کار آمدن صفويان وضع موقوفات دوباره سر و سامان گرفت و در دوره‏ي قاجاريه رو به فزوني گذاشت. در سال 1289 قانون وزارت معارف و اوقاف تصويب شد ولي چون اين قانون داراي اشکالات شرعي و اجرايي بود پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با فتواي امام خميني (ره) قانون جامع اوقاف مطابق احکام و شريعت اسلام و در نظر گرفتن راهکارهاي اجرايي تهيه و به تصويب رسيد. 

سنت وقف ويژه‏ي کشورهاي اسلامي و شرقي نيست بلکه در ميان کشورهاي آلمان، فرانسه، و نظام‏هاي آنگلوساکسون تشکيلات عام المنفعه‏اي وجود دارد که کارکرد آنها شبيه نهاد وقف است. وقف در جامعه داراي سه دسته کارکرد فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است. اولين و مهمترين کارکرد وقف از گذشته‏هاي دور تاکنون کارکرد فرهنگي است و در بعد اجتماعي همچون چتري بزرگ سايه‏ي خود را بر سر نيازمندان مي‏گستراند. به لحاظ اقتصادي ماهيت اوقاف جنبه‏ي اقتصادي دارد و به عنوان پشتوانه‏ي قوي مالي براي دولت مطرح است. به لحاظ آثار مثبت اقتصادي وقف در جامعه‏ي اسلامي، اسلام عمل به وقف را در رديف ايمان به خدا، رسول خدا و روز قيامت قرار داده است. 

نظر به اهميت و جايگاه وقف در اسلام و نقش آن در حل معضلات جامعه‏ي اسلامي در نوشتار حاضر تلاش داريم تا پس از بيان مسأله‏ي وقف در اسلام و کارکردهاي مختلف آن، راه‏هاي گسترش فرهنگ وقف و ايجاد موقوفات جديد در جامعه را تبيين و بررسي نماييم.


وقف در قرآن‏


هر چند در هيچ يک از آيات قرآن به گونه‏اي مستقيم و صريح به وقف اشاره‏اي نشده است اما، علماي اسلام از کليت برخي مفاهيم اخلاقي که در قرآن ذکر شده است چنين نتيجه مي‏گيرند که وقف مورد تأييد قرآن است. به اين ترتيب که اعمال خير و صالح همواره در قرآن مورد تأکيد قرار گرفته و مصاديق آن شامل وقف نيز مي‏شود. به عبارت ديگر، براي نگرش به مقام وقف در قرآن، بايد آيات شريفه‏اي که بر انفاق، احسان، تعاون، صدقه، عمل صالح، قرض‏الحسنه، خيرات، مبرات، باقيات الصالحات، ايثار و... صراحت دارد در نظر گرفته و از طرفي مبارزه‏ي بي‏امان وحي الهي را با کنترل مال، تکاثر، اسراف، تفاخر، استکبار، سرقت، طغيان، کسب حرام، حب مال، راندن قهرآميز يتيم، خودبيني و... با تعمقي وسيع از سر علم و ايمان بنگريم تا به ثمرات ارزنده‏ي وقف براي اعتلاي جامعه پي برده باشيم. 

آياتي که در قرآن ناظر به وقف مي‏باشند عبارتند از: آيات 195، 270، 215، 261، 272، 271، 263، 262، 254، 148 سوره‏ي بقره، آيات 24 و 25 سوره‏ي معارج، آيه‏ي 31 سوره‏ي ابراهيم، آيه‏ي 54 سوره‏ي قصص، آيه‏ي 35 سوره‏ي حج، آيه‏ي 10 سوره‏ي منافقون، آيه‏ي 38 سوره‏ي شوري، آيات 10، 7 و 18 سوره‏ي حديد، آيه‏ي 38 سوره‏ي محمد (ص)، آيه‏ي 16 سوره‏ي تغابن، آيات 21 و 34 سوره‏ي توبه، آيات 1 و 2 سوره‏ي تکاثر، آيات 4 - 1 سوره‏ي همزه، آيات 34 و 46 سوره‏ي فصلت، آيه‏ي 97 سوره‏ي نحل، آيه‏ي 24 سوره‏ي انفال، آيه‏ي 38 سوره‏ي نساء، آيه‏ي 39 سوره‏ي سبأ، و آيات 115، 92، 17 و 134 سوره‏ي آل عمران. 

در اينجا به برخي آيات قرآن که دلالت بر وقف دارند 

اشاره مي‏کنيم: 

1. (المال و البنون زينة الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربک ثوابا و خير أملا) (کهف: 42) مال و فرزندان زينت حيات دنياست وليکن اعمال صالح که تا قيامت باقي است (مانند نماز، تهجد و ذکر خدا و صدقات جاري...) نزد پروردگار بسي بهتر و عاقبت آن نيکوتر است. 

2. (و يزيد الله الذين اهتدوا هدي و الباقيات الصالحات خير عند ربک ثوابا و خير مردا) (مريم: 76) 

و خدا بر هدايت يافتگان مي‏افزايد و اعمال صالحي که اجرش نعمت ابدي است نزد پروردگار تو بهتر از مال و جان فاني دنيا) است هم از جهت ثواب الهي و هم از جهت حسن عاقبت اخروي. 

3. (لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون) (آل عمران: 92) 

هرگز به مقام نيکوکاران و خاصان خدا نخواهيد رسيد مگر آنکه از آنچه دوست مي‏داريد در راه خدا انفاق کنيد. 

به طور کلي، قرآن کريم در توسعه‏ي فرهنگ وقف در جامعه‏ي اسلامي تأثير محتوايي و موضوعي داشته است. به اين ترتيب که مي‏توان وقف را داراي شکل و محتوا دانست که شکل آن مربوط به تحولات اجتماعي و مقتضيات زماني و مکاني است و در معرض تغيير و دگرگوني قرار دارد، در حالي که محتواي آن احتياج به راهنمايي صحيح و اصولي دارد و نقش قرآن در اين زمينه بسيار حايز اهميت است. به عبارتي ديگر، تأثير محتوايي قرآن در رواج وقف مهمتر از تأثيري است که قرآن مي‏توانست در شکل وقف داشته باشد. چنانچه قرآن صراحتا شکل وقف را بيان مي‏کرد در اين صورت شايد ماهيت اخلاقي وقف تحت‏الشعاع شکل ظاهري آن قرار مي‏گرفت؛ در حالي که اشاره‏ي قرآن به روح و محتواي وقف هشداري است به وجدان پاک انسان‏ها که اعمال خير را به دور از هدف‏هاي نفساني و دنيوي انجام دهند و بدين ترتيب مدارج متعالي اخلاقي را طي کرده به کمال انساني خود نايل شوند. 

از نظر تاريخي نيز نقش قرآن در تحريک مسلمانان در عمل به وقف قابل توجه است. زيرا مسلمانان پس از شنيدن آيات مربوط به خيرخواهي، نيکوکاري،احسان و ايثار و... به حضور پيامبر (ص) مي‏رسيدند و چگونگي انجام اين اعمال را جويا مي‏شدند و آن حضرت شيوه‏ي وقف را پيشنهاد مي‏فرمود.


وقف در سيره‏ي پيامبر


رفتار و شيوه پيامبر اکرم (ص)، به صورت قول يا فعل، در رواج و گسترش وقف در جامعه‏ي اسلامي داراي اهميت فراواني است. به موجب تأکيدي که آن حضرت بر مسأله وقف و نتايج مثبت آن در جامعه داشتند، بسياري از مؤمنين سعي مي‏کردند بخشي از امکانات مالي خود را وقف امور خيريه کنند. 

پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايند: »ان مما يلحق المؤمن من عمله و حسناته بعد موته علما نشره و ولدا صالحا ترکه و مصحفا ورثه او مسجدا بناه او بيتا لابن السبيل بناه او نهرا أجراه و صدقة اخرجها من ماله في صحة و حياته و تلحقه من بعد موته 1) 

چند چيز است که بعد از مرگ مؤمن پاداش آنها به او مي‏رسد: علمي که از خود به يادگار گذاشته است، فرزند صالحي که جانشين خوبي براي او باشد و قرآني که به ارث گذاشته باشد، يا مسجدي که ساخته است، يا منزلي که براي مسافرين در راه مانده ساخته است يا نهري که آن را جاري ساخته است، يا صدقه‏اي که در حال حيات خود انجام داه است«. 

از اين حديث مي‏توان سه مسأله را بيان کرد: 1. وقف اموال و ارزش علم و فرزند صالح در يک رديف ذکر شده است. 2. در طول تاريخ اسلام ارتباطي جدايي‏ناپذير بين وقف اموال، دانش و فرزند صالح وجود داشته است. 3. وقف اموال باعث دستابي انسان به دانش و فرزند صالح مي‏شود. 

براساس روايات اسلامي رسول اکرم (ص) زميني داشت که آن را در راه خدا وقف کرد و اصحاب و ياران او نيز در اين زمينه از ايشان پيروي کردند. به عنوان مثال، زمين‏هاي »مخيريق« که با وصيت در اختيار پيامبر (ص) قرار گرفته بود پيامبر (ص) آنها را وقف کرد و اين زمين‏هانخستين صدقه‏ي موقوفه در اسلام مي‏باشد.2) همچنين بنا به بعضي روايات، باغ‏هايي به نام »حيطان سبعه« از جمله‏ي موقوفات پيامبر (ص) مي‏باشد.3) نيز نقل شده است که آن حضرت موقوفاتي داشته‏اند و از عوايد آنها به مهمانان خود انفاق مي‏کرده است4) 

پيامبر (ص) با چنين نگاهي به وقف، عمل به وقف را در ميان مسلمانان به صورت يک سنت نبوي حسنه رايج کرد. عمل به وقف در رفتار پيامبر (ص) بر صحابه‏ي او تأثير گذاشت به طوري که، زبير از ياران پيامبر (ص) خانه‏ي خود در مکه و مصر را وقف کرد. عبدالله بن عمر سهم خود را از خانه‏ي پدري وقف نيازمندان نمود. سعد بن عباده باغ معروف خود »مخراف« را از طرف مادرش صدقه کرد. عثمان و طلحه خانه‏هاي خود را وقف کردند و عبدالله بن عباس املاک خود را در صهوه وقف نمود و... 5)


وقف در سيره‏ي ائمه‏ي معصومين


بعد از پيامبر اکرم (ص)، ائمه معصومين (ع)، الگوها و نمونه‏هاي عيني تحقق اسلام هستند و رفتار و گفتار آنان تعيين کننده‏ي رفتار و فرهنگ مسلمانان است. اهميت وقف در نظر ائمه (ع) تا آنجاست که حضرت علي (ع) در يکي از وقف‏نامه‏هايش هدف خود را از وقف چنين بيان مي‏کند: 

»ابتغاء وجه الله ليولجني الله به الجنة و يصرفني عن النار و يصرف النار عن وجهي يوم تبيض وجوه و تسود وجوه: به منظور جلب رضايت الهي تا به سبب آن مرا داخل بهشت برين فرمايد و از آتش دورم دارد و آتش را از صورتم دور فرمايد در روزي که صورت‏هايي سفيدند و صورت‏هايي سياه«6) در ميان ائمه‏ي (ع)، حضرت علي (ع) بيشترين وقف را داشته است. علي (ع) در مدت 25 سال امامت خود به کارهاي کشاورزي و باغداري مشغول بودند و از اين طريق املاک و مزارع فراواني را به دست آوردند. آن حضرت غلات باغ‏ها را در راه رضاي خدا به صورت زکات و صدقه‏ي واجب يا مستحب انفاق مي‏کردند و در آخر عمرشان همه‏ي باغ‏ها و مزارع را وقف کردند. اين باغ‏ها براي حجاج خانه‏ي خدا و براي فقرا خانه شد. از آن حضرت نقل شده است: »خود را با رسول خدا (ص) ديدم که از گرسنگي سنگ بر شکم مي‏بستم، در حالي که اکنون صدقه‏ي مال من ساليانه به چهل هزار دينار مي‏رسد«7) 

از جمله موقوفات علي (ع) صد چشمه‏ي آب بود که براي حاجيان خانه‏ي خدا وقف کرد از آن حضرت روايت شده است که فرمودند: »صدقه و حبس دو ذخيره هستند، پس آنها را براي روزگار خودش حفظ کنيد«8) حضرت فاطمه (س) نيز بسياري از باغ‏هاي خود را در مدينه وقف کرد 9) حضرت امام حسن (ع) و امام حسين (ع) هم باغ‏هاي خود را که هم اکنون در محله‏ي »نخاوله« مدينه به نام باغ صبا و باغ مرجان معروف است وقف کرده‏اند10) ساير ائمه (ع) املاک و اموال خود را در راه خدا و براي رفع نياز فقرا وقف کرده‏اند. امام محمد باقر (ع) و امام صادق (ع) موقوفاتي در مدينه داشته‏اند.


وقف در ايران‏


وقف در ايران سابقه‏ي طولاني دارد به طوري که نذورات و وقف اموال به آتشگاه‏ها و معابد از دوران باستان متداول بوده است و در دوره‏ي اسلامي نيز با تحول در شکل و احکام آن ادامه پيدا کرده است. اوقاف در ايران از زمان تصرف سرزمين ايران به دست مسلمانان عرب و در قرن اول هجري رو به گسترش و تحول نهاد. لمبتون در کتاب مالک و زارع در ايران درباره‏ي وقف چنين مي‏نويسد: 

چنين به نظر مي‏رسد که فکر ايجاد زمين‏هاي وقفي در اصل از اين جا پيدا شده باشد که پس از غلبه‏ي تازيان، زمين به مسلمانان فاتح تعلق گرفت... آنان زمين‏هاي خود را يا به دلخواه و يا در برابر 

گرفتن پاداش تسليم کردند. با اين همه از آن پس به صورت موقوفه درآمد و سپس روستاييان در برابر پرداخت مال‏الاجاره در املاک مزبور داراي حق انتفاع و به اصطلاح »منفعت« شدند، زيرا در اين مورد زمين وقفي به نفع جامعه‏ي اسلامي »حبس« شده بود. اما وضع املاک موقوفه پيچيده‏تر از اين بود. در ازمنه‏ي متأخر کلمه‏ي وقف بيشتر در مورد زمينهايي به کار برده شد که مالکيت آنها به نفع جامعه يا يکي از امور خيريه »حبس« شده باشد 11) 

مرحله‏ي اول توسعه‏ي وقف در ايران با تصرف زمين‏هاي »مفتوح العنوة« (اراضي که مسلمانان از کفار از طريق جنگ به تصرف در آوردند) آغاز مي‏شود. زيرا اين گونه اراضي در حکم وقف است. در دوره‏ي خلفاي عباسي که به عصر طلايي تمدن اسلامي شهرت دارد، رقبات موقوفه و درآمد آنها در تمام ممالک اسلامي رو به فزوني نهاد و مردم خيرانديش و امرا و وزرا و بزرگان و تجار موقوفات زيادي را براي امور عام المنفعه از خود به يادگار گذاشتند. چنانکه از مصارف موقوفات همه گونه وسايل زندگي طبقات بي‏بضاعت به خوبي فراهم بود. در همين عصر در شهرهاي بزرگ ايران مثل شيراز، اصفهان و ري املاک بسياري براي امور فرهنگي، بهداشتي و ديني بوسيله‏ي حکام و وزراي آنان وقف گرديد 12) 

در دوره‏ي سامانيان در نيمه‏ي دوم قرن چهارم تشکيلات اداري به نام »ديوان اوقاف« به وجود آمد که به کار مساجد و اراضي موقوفه رسيدگي مي‏کرده است. قبل از آن وظيفه اداره‏ي اوقاف بر عهده‏ي قضات بوده است. از به وجود آمدن ديوان اوقاف معلوم مي‏شود که در اين دوره موقوفات نسبتا فراوان بوده است. از طرفي، چون مهمترين منبع درآمد در اين دوره زمين کشاورزي بود و رقبات موقوفه را اراضي کشاورزي تشکيل مي‏دادند لذا، موقوفات از اهميت ويژه و حياتي برخوردار بود. به همين دليل، دخالت حکام و سلاطين نيز در امور موقوفات به منظور جلوگيري از تصرف آنها توسط غاصبين ديگر شايد تا حدودي توجيه‏ناپذير باشد. چنانکه لمبتون مي‏نويسد: 

نظرا مالکيت اين گونه زمين‏ها تا ابد غيرقابل انتقال مي‏شد اما عملا مانند انواع ديگر زمين ممکن بود به وسيله‏ي غاصبان غصب شود. قديميترين مورد دخالتي که سراغ داريم عمل عضدالدوله بويي در مورد اوقاف سواد است که مفتشان و مميزاني بر آنها گماشت و براي هر کدام مبلغ معيني به عنوان وظيفه مقرر کرده است 13) 

در دوره‏ي سلجوقي، نظام‏الملک وزير ملک شاه، مدارس نظاميه را با استفاه از درآمد موقوفات بنيان نهاد.جرجي زيدان درباره‏ي مدرسه‏ي نظاميه‏ي بغداد مي‏نويسد: 

بازارها و کاروانسراها و گرمابه‏ها و ده‏ها در اطراف دور و نزديک مدرسه خريداري و وقف مدرسه شد و هزينه‏ي آن به شش صد هزار دينار رسيد 14)با حمله‏ي مغولان به ايران وضع موقوفات آشفته گرديد و اشراف برخي از آنها را تصرف کردند. تلاش‏هاي خواجه نصير طوسي در دوره‏ي هولاکو براي سر و سامان دادن به وضع موقوفات، با وجود اينکه نظارت بر آنها را خود به عهده گرفت نتيجه‏ي خوبي نداشت و مشکلات همچنان تا زمان اسلام آوردن ايلخانان مغول ادامه يافت. تلاشهاي رشيدالدين فضل‏الله همداني در اين زمينه بسيار حايز اهميت است. محله‏ي ربع رشيدي، شامل کتابخانه، بيمارستان و مسجد، از موقوفات بسيار بزرگ آن دوره بود. توجه به موقوفات در اين دوره بسيار چشمگير بوده و رشيدالدين فضل‏الله تأکيد زيادي بر آن داشت. همين وسعت و اهميت سبب ايجاد تشکيلات منظمي براي اداره‏ي موقوفات به نام حکومت اوقاف، وابسته به ديوان قضا گرديد که تحت نظارت قاضي‏القضات عمل مي‏کرد و رييس آن حاکم اوقاف بود 15) پس از اين دوران ماهيت مذهبي سلسله‏ي صفويه سبب تحول نوع و مصارف موقوفات گشت. در اين دوره تشکيلات مستقلي براي اداره‏ي موقوفات زير نظر صدر به وجود آمد که نمايندگاني در همه‏ي شهرهاي بزرگ به نام وزير اوقاف داشت و نظارت بر اوقاف بر عهده‏ي آنها بود. اين توجه موجب گسترش کاروانسراها، رباطها، تکيه‏ها، 

امامزاده‏ها و آب‏انبارهاي وقفي در اين دوره گرديد. در تذکرة الملوک از وظايف منصب مطلق صدارت اين گونه ياد شده است: 

تعيين حکام شرع و مباشرين اوقاف تفويضي و ريش‏سفيدي جميع سادات و علما و مدرسان و شيخ‏الاسلامان و پيش‏نمازان و قضات و متوليان و حفاظ و ساير خدمه‏ي مزارات و مدارس و مساجد و بقاع الخير و وزراي اوقاف و نظار و مستوفيان و ساير عمله‏ي سرکار موقوفات و محرران و غسالان و حفاران با اوست 16)در دوره‏ي صفويه موقوفات رشد و پيشرفت قابل توجهي داشته است. لمبتون مي‏گويد: 

اصولا صفويه بسياري از املاک خود را وقف مقاصد خيريه بخصوص وقف بقاع متبرکه‏ي شيعه و از همه بالاتر آستانه‏ي امام رضا (ع) در مشهد و خواهرش (س) در قم کردند. بعضي از اين املاک وقفي موقوفاتي بود که به خاندان صفويه، پيش از آنکه به سلطنت برسند، تعلق داشت. شايد بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بيش از هر دوره‏ي ديگر به عده‏ي املاک موقوفه اضافه شد 17) 

با سقوط صفويان، وضع موقوفات آشفته شد. با روي کار آمدن افشاريه و توجه نادر شاه به امور نظامي، وي براي تأمين مخارج نظامي، بخشي از موقوفات را ضبط کرد. در دوره‏ي زنديه، کريم خان زند قصد داشت مانند صفويان به موقوفات توجه نشان دهد، اما موفق نشد18) 

در دوره‏ي قاجاريه، موقوفات رو به فزوني گذاشت، اروپايياني که در اين دوره از ايران ديدن کرده‏اند، از املاک فراوان موقوفه سخن گفته‏اند. از جمله هانري رنه دالماني که در اواخر دوره‏ي سلطنت ناصرالدين شاه از ايران ديدن کرده است، مي‏نويسد: 

»املاک بسياري وقف مساجد و مدارس و بقاع متبرکه شده است. عايدات املاک وقفي بسيار زياد است، مخصوصا عايدات موقوفات امام رضا (ع) که مقبره‏ي او در شهر مشهد واقع است بسيار مهم مي‏باشند«. 

وي درآمد موقوفات امام رضا (ع) را در سراسر کشور شصت هزار تومان نقد و ده هزار خروار غله ذکر مي‏کند. با وجود اينکه املاک موقوفه از دادن ماليات معاف بودند، شاه به عنوان حق التوليه سالي هزار تومان از مشهد دريافت مي‏کرد 19) 

آنچه در تاريخ معاصر ايران داراي اهميت خاص است تصويب قانون موقوفات مي‏باشد که اداره‏ي موقوفات تا حدودي سر و سامان مي‏گيرد. در سال 1289 هجري شمسي قانون »وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه« تصويب شد و مسؤولان ادارات معارف در شهرستان‏ها موظف به انجام امور مربوط به اوقاف بودند. قوانين مربوط به وقف ضمن قانون مدني از تاريخ 18 / 2 / 1307 شمسي لازم‏الاجرا شد. در اين زمان مصوباتي در مورد زمين‏هاي مزروعي موقوفه اجرا شد که نتيجه‏ي آن فروش قسمت عظيمي از املاک موقوفه يا اجاره‏ي طويل‏المدت آنها بود. اين قوانين و مصوبات درباره‏ي اوقاف و چگونگي اداره‏ي آ نها با موازين فقه اسلامي مطابقت نداشت. لذا، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با فتواي حضرت امام خميني (ره) تغييراتي در جهت بازگشت اوقاف سابق به مالکيت وقفي صورت گرفت. فتواي امام (ره) در مورد وقف مبني بر اينکه »موقوفات بايد به حال وقفيت باقي مانده و بدان عمل شود« تأثير زيادي بين روستاييان که در نتيجه‏ي اصلاحات ارضي زمين‏هاي موقوفه را تصرف کرده بودند گذاشته است 20) به استناد قانون تشکيلات و اختيارات سازمان حج و اوقاف و امور خيريه مصوب 2 / 10 / 1363 مجلس شوراي اسلامي، سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه بايد از طرف ولي فقيه، مجاز در تصدي اموري که متوقف بر اذن ولي فقيه است، مي‏باشد 21) 

عواملي از قبيل تغيير ساختار تشکيلاتي سازمان اوقاف و اداره‏ي آن تحت نظارت مقام ولايت فقيه، تصويب قوانين لازم در جهت احياي موقوفات و رعايت احکام وقف و مسايل شرعي سبب گرديد تا افراد خير در اين امر مهم اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بيشتر مشارکت کنند.


کارکردهاي وقف در جامعه‏


اوقاف اگر طبق احکام اسلامي در جامعه عمل شود مي‏تواند تأثير بسزايي در حل مشکلات اجتماعي - فرهنگي و اقتصادي داشته باشد. 

به طور کلي، آثار و کارکردهاي وقف در جامعه را مي‏توان به سه دسته کارکردهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي تقسيم کرد، بنابراين، قبل از آنکه راهکارهاي ترويج فرهنگ وقف در جامعه را بيان کنيم لازم است که در ابتدا با کارکردهاي اوقاف در جامعه آشنا شويم تا با آگاهي از نتايج مثبت وقف در جامعه در گسترش فرهنگ وقف تلاش جدي نماييم.


کارکرد فرهنگي‏


اولين و مهمترين کارکرد وقف در جامعه‏ي اسلامي از گذشته‏هاي دور تاکنون کارکرد آموزشي و فرهنگي است. ابعاد آموزشي و فرهنگي وقف در جوامع اسلامي بسيار گسترده است.وقف به عنوان يک منبع مستمر مالي مراکز علمي پشتوانه‏ي مردمي داشته است و چه بسيار مدارس و مراکز علمي در جهان اسلام از طريق وقف ايجاد و گسترش يافته‏اند و بسياري از عالمان بزرگ با استفاده از درآمدهاي اوقاف توانسته‏اند به مدارج عالي علمي برسند. از طريق تقويت مالي مدارس اسلامي توسط وقف، اين مدارس توانستند در فرهنگ نظام تعليم و تربيت اروپا تأثير بگذارند. 

وقف پاسدار نشر معارف اسلامي است. استفاده از درآمدهاي وقف براي ساخت مساجد، دانشگاه‏ها، خوابگاه‏هاي دانشجويي، تأسيس کتابخانه‏هاي عمومي، برگزاري کنگره‏ي جهاني حج، مجالس عزاداري ائمه (ع)، مسابقات قرائت قرآن کريم در سطح بين‏المللي، و... از کارکردهاي فرهنگي وآموزشي وقف مي‏باشد. از طريق وقف مسلمانان توانسته‏اند از طريق مدارس ديني موقوفه بهترين شاهکارهاي خود را به جهانيان معرفي نمايند و علم و دانش آنها از طريق اوقاف گسترش و رواج يافته است.


کارکرد اجتماعي‏


در بعد اجتماعي وقف همچون چتري بزرگ سايه‏ي خود را بر سر تمام نيازمندان و محرومان مي‏گستراند و جامعه را از فقر که عامل بسياري از مفاسد اجتماعي، اخلاقي و سستي در ارکان ديني است، نجات مي‏دهد و امکان همزيستي مسالمت‏آميز را در محيطي مملو از اخوت و حسن ظن، که زمينه‏ساز پيشرفت و تعالي جامعه خواهد شد فراهم مي‏کند. 

بسياري از خدمات اجتماعي در گذشته از طريق موقوفات ارائه مي‏شده است؛ کاروانسراها، رباطها، دارالايتام و... اماکني بودند که به شدت مورد نياز جامعه سنتي بوده و واقفان با عنايت به اين دسته از نيازهاي اجتماعي اقدام به عمل وقف مي‏کرده‏اند، حمايت از گروه‏هاي اجتماعي مانند مسافران، فقرا، کمک به ازدواج افراد بي‏بضاعت، ايجاد مراکز بهداشتي و درماني، تأسيس پرورشگاه‏هاي کودکان بي‏سرپرست، ايجاد مجتمع تربيتي در مناطق محروم کشور و... از مهمترين کارکردهاي اجتماعي وقف در جامعه است.


کارکرد اقتصادي‏


در ميان افراط و تفريطهاي نظام سرمايه‏داري و کمونيستي، اسلام که دين عدالت و اعتدال است، نظام اقتصادي برتري از جانب خداوند و مطابق فطرت و طبيعت بشر آورده است که نه ظلم و بي‏عدالتي رژيم سرمايه‏داري در آن ديده مي‏شود و نه ديکتاتوري رژيم مارکسيستي. اسلام به جاي توسل به زور و ديکتاتوري اقتصاد را با عبادت و سياست پيوند داده است و با تربيت بسيار مؤثر خود، محيطي اسلامي مي‏سازد که برخلاف محيطهاي مادي که تکاثر و اتراف ملاک برتري است و همه سعي مي‏کنند همه چيز را در انحصار خود درآورند، در محيط اسلام سادگي و غيرخواهي و ايثار و تعميم ثروت‏هاي اضافي شخصي از راه وقف، حبس، هبه و... نه تنها ملاک برتري است بلکه عبادت بزرگ محسوب مي‏شود. از سوي ديگر، سياست اسلام بر کنترل تعديل و حفاظت ثروت جامعه است. به اين ترتيب، تمام راه‏هايي که منجر به سرمايه‏داري بدون کار مي‏شود، همه را کنترل کرده است و با گرفتن خمس و زکات و تشويق 

افراد به وقف و... از ثروتمندان و تقويت افراد ضعيف در برابر آنها، فاصله را بسيار کم کرده، در جامعه تعديل ايجاد مي‏کند. بر اين اساس، وقف در جامعه‏ي اسلامي ثروت‏هاي جامعه را تعديل مي‏کند. 

مکتب رهايي بخش اسلام براي نجات انسان از نااميدي‏ها و بي‏تفاوتي‏ها و به ويژه رفع تبعيض‏هاي گوناگون و استقرار نظام متعالي بر پايه‏ي قسط و عدل در جامعه‏ي بشري پديده‏ي شگرف وقف را ارايه نموده است. اسلام از طريق وقف توانسته است اختلاف طبقاتي جامعه را از بين برده و راهي براي تأمين زندگي نيازمندان پيشنهاد نمايد. 

به لحاظ کارکردهاي مثبت اقتصادي وقف در جامعه، اسلام آن را در رديف ايمان به خدا و رسول و روز قيامت قرار داده است. به طوري کلي، ماهيت اوقاف جنبه‏ي اقتصادي دارد. وقف در حل مشکلات اقتصادي جامعه مي‏تواند بسيار مؤثر باشد به طوري که به عنوان پشتوانه قوي مالي براي دولت تلقي مي‏شود. استفاده از درآمد اوقاف جهت ايجاد راه‏ها، ابنيه‏هاي عمومي، احداث پل، ساخت کارخانجات توليدي براي جذب جوانان بيکار، اطعام مساکين، تهيه مسکن ارزان قيمت براي جوانان، سرمايه‏گذاري در طرح‏هاي عمراني، صنعتي و کشاورزي،کاهش قيمت‏ها و افزايش توليد و... بسيار مهم مي‏باشد. بنابراين، وقف از نظر اقتصادي تأثير بسيار زيادي بر رشد و پيشرفت جامعه مي‏گذارد.


راهکارهاي ترويج فرهنگ وقف‏


براي شکوفايي وقف در جامعه بايد فرهنگ وقف را ترويج کرد. براي اين منظور، تنها يک نهاد يا ارگان مسؤول نيست بلکه همه‏ي دستگاه‏هاي تبليغي و اجرايي کشور موظف‏اند تا در جهت اعتلاي فرهنگ وقف در جامعه با يکديگر همکاري کرده و زمينه‏هاي شکوفايي آن را فراهم آورند. هر چند عمل به وقف از سوي مردم مهمترين راه گسترش فرهنگ وقف است اما بايد توجه داشت که مردم نيازمند راهنمايي و آموزش‏هاي ديني عملي در اين زمينه هستند. از اين‏رو مسؤولان کشور به ويژه دست اندرکاران امور مذهبي و فرهنگي مي‏توانند با يک برنامه‏ريزي صحيح و سياست اصولي در جهت‏دهي افکار عمومي به سمت فرهنگ وقف مؤثر باشند. 

آثار مثبت وقف در زمينه‏هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايجاب مي‏کند که در گسترش وقف تلاش جدي داشته باشيم. چرا که اگر به اين سنت حسنه عمل شود بسياري از مشکلات فعلي جامعه‏ي ما قابل حل خواهد بود. سازمان اوقاف و امور خيريه، مبلغان دين، ائمه‏ي جمعه و جماعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت فرهنگ و آموزش عالي، وزارت آموزش و پرورش، سازمان صدا و سيما، وزارت کشور و مجلس شوراي اسلامي از جمله نهادها و وزارتخانه‏هايي هستند که در چگونگي ترويج و اشاعه‏ي فرهنگ وقف در جامعه نقش اساسي دارند. در اينجا به طور اجمال 

وظايف و نقش هر يک از دستگاه‏هاي فوق را در گسترش فرهنگ وقف بيان مي‏داريم:


سازمان اوقاف و امور خيريه‏


1. يکي از دلايل استقبال کم مردم از اوقاف و وقف کردن، عدم آگاهي مردم نسبت به جايگاه وقف در اسلام و جايگاه اوقاف در جامعه است. مردم هنوز به حرمت خاص وقف آگاه نيستند. از سوي ديگر، مردم با مسايل و موارد مصرف اوقاف آشنا نيستند. بنابراين، سازمان اوقاف بايد با انتشار کتاب يا مجله و يا از طريق مبلغان ديني جايگاه و اهميت وقف را در جامعه مشخص کند تا زمينه‏ي گرايش مرم به وقف فراهم آيد؛ 

2. ايجاد واحدي به نام امور بين‏الملل در سازمان اوقاف به منظور ارتباط با کشورهاي اسلامي جهت بهره‏گيري از تجربيات آنها در زمينه‏ي وقف و بيان آن براي مردم ضروري است زيرا بسياري از مردم کشورمان از نهاد اوقاف در کشورهاي اسلامي و تأثير آن در آن جوامع آگاهي ندارند. بديهي است که اطلاع رساني در اين زمينه مي‏تواند در گرايش مردم به سمت اوقاف مؤثر واقع شود؛ 

3. نامگذاري يک دهه از ماه سال به نام دهه‏ي اوقاف؛ در اين دهه با برپايي نمايشگاه در زمينه‏ي اوقاف، برگزاري مسابقات ويژه‏ي وقف، انجام سخنراني‏ها در مساجد، مدارس و دانشگاه‏هاي کشور، معرفي واقفان به مردم و... مردم را با اوقاف بيشتر آشنا کنند؛ 

4. تهيه‏ي کتاب در زمينه‏ي معرفي منابع تحقيقي درباره‏ي وقف (کتاب‏شناسي وقف) با همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ متأسفانه در کشور ما درباره‏ي وقف کمتر تحقيق و مطالعه شده است و اين نيز به دليل عدم دسترسي محققان به منابع در اين زمينه مي‏باشد. انجام تحقيق و مطالعه درباره‏ي اوقاف به گسترش فرهنگ وقف در جامعه کمک مي‏کند؛ 

5. برگزاري مسابقه در زمينه‏ي وقف و در نظر گرفتن جوايز براي برندگان آن به منظور آشنايي مردم با وقف، تاريخچه‏ي وقف و مصارف وقف از طريق مطبوعات و سازمان صدا و سيما؛ 

6. تهيه‏ي آرم مشخص براي سازمان اوقاف و امور خيريه تا اينکه مردم به اهميت و جايگاه اوقاف در کشور پي ببرند؛ 

7. تشويق واقفان کوچک براي اينکه کم‏کم حس وقف کردن در مردم به وجود آيد؛ 

8. معرفي واقفان گذشته و حال در قالب يک کتاب يا مجله يا مطبوعات؛ به خاطر اينکه انگيزه‏ي وقف کردن در مردم پديد آيد و بدانند که انجام کارهاي خير توسط آنها مورد تقدير جامعه و مسؤولان است؛ 

9. نظارت بر حسن اجراي وقف در جامعه؛ 

10. حذف مستأجر کل از سوي سازمان اوقاف؛ اوقاف مستأجر جزء را بپذيرد تا قشر وسيعي از جامعه از مزاياي اوقاف بهره‏مند شوند و مردم با مشاهده‏ي فوايد مستأجر در مي‏يابند که اين درآمدها متوجه اقشار زيادي از جامعه مي‏شود نسبت به وقف و اوقاف تمايل مثبت نشان مي‏دهند؛ 

11. جمع‏آوري و نگارش انديشه وقف کنندگان و انگيزه‏هاي واقف از وقف به صورت کتاب و يا مقاله و درج آن در مطبوعات کشور؛ 

12. تشکيل انجمن جنبش وقف‏گرايي در کشور و فعاليت و تبليغ در زمينه‏ي وقف از سوي اين انجمن؛

13. تهيه‏ي فهرست کامل موقوفات کشور از سوي سازمان اوقاف و معرفي آنها به مردم از طريق صدا و سيما، مطبوعات و يا گنجاندن آن در کتاب بينش اسلامي براي آشنايي دانش‏آموزان با موقوفات کشور. اين کار باعث مي‏شود که بذر گرايش به اوقاف در سنين پايين در ذهن دانش‏آموزان به وجود آيد و در آينده نسبت به اين سنت نبوي بي‏تفاوت نباشند. متأسفانه بسياري از تحصيل کرده‏هاي جامعه‏ي ما هنوز با پديده‏ي وقف آشنا نبوده و کمترين اطلاعي درباره‏ي آن ندارند؛ 

14. تشکيل هيأت امناي بنيادهاي وقفي در سطح کشور متشکل از شخصيت‏هاي محلي براي نظارت بر حسن اجراي قوانين اوقاف و نيز ارشاد مردم در زمينه موقوفات؛ 

15. برگزاري همآيش در زمينه‏ي وقف در يکي از استان‏هاي کشور و يا در دانشگاه‏هاي کشور به طور مداوم هر سال و امتياز قايل شدن براي واقف از 

ديگر برنامه‏هاي سازمان اوقاف در جهت گسترش فرهنگ وقف مي‏باشد.


مجلس شوراي اسلامي‏


1. تدوين قوانين جديد در زمينه‏ي وقف و مشخص کردن مصارف وقف با توجه به نيازهاي جامعه پس از مشورت با مقام ولايت فقيه و از بين بردن نارسايي‏هاي قانوني در زمينه‏ي اوقاف؛ 

2. در نظر گرفتن مجازات سخت براي کساني که به موقوفات تعدي و تجاوز مي‏کنند؛ 

3. در نظر گرفتن امتياز و تسهيلات براي واقفان تا ديگران نيز به انجام وقف مبادرت ورزند از طريق تصويب قوانين در اين زمينه.


وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏


1. تدوين، نگارش و چاپ کتاب در زمينه‏ي وقف؛ اکثر منابع در زمينه‏ي وقف عربي است که براي استفاده‏ي عموم بايد به فارسي برگردانده شود؛ 

2. انجام کارهاي تحقيقاتي براي شناسايي فرهنگ وقف در ايران و ساير کشورها؛ 

3. تشويق اهل قلم به نوشتن کتاب با موضوع وقف؛ 

4. برگزاري همآيش‏هاي ادواري درباره‏ي راه‏هاي احياي موقوفات با همکاري سازمان اوقاف. 

5. برگزاري نمايشگاه‏هاي هنري در زمينه‏ي وقف در سراسر کشور؛ 

6. برگزاري مسابقه با موضوع وقف، تهيه‏ي فيلم، تئاتر با موضوع وقف، چاپ وقف‏نامه‏ها و در دسترس قرار دادن آنها به مردم و ايجاد مراکز تحقيق مستقل در زمينه‏ي مطالعات وقفي از جمله وظايف و رسالت‏هاي اين وزارتخانه در راستاي ترويج فرهنگ وقف در جامعه مي‏باشد.


سازمان تبليغات اسلامي‏


1. جمع‏آوري احاديث و روايات مربوط به وقف و انتشار آنها به صورت کتاب؛ 

2. اعزام مبلغ به روستاها براي بيان فلسفه‏ي وقف در اسلام براي مردم؛ 

3. برگزاري جشن وقف در شهر و روستا؛ 

4. تشويق واقفان شهر و روستا در مصلاي نماز جمعه با هماهنگي امام جمعه شهر.


سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي‏


معرفي وقف در جهان اسلام و دعوت مسؤولان اوقاف کشورهاي اسلامي به ايران براي انجام سخنراني درباره‏ي سياست‏هاي اوقاف در کشورشان به منظور آگاه نمودن مردم از وضعيت وقف در کشورهاي اسلامي بسيار حايز اهميت است.


وزارت فرهنگ و آموزش عالي‏


1. تشويق دانشجويان دوره‏هاي کارشناسي ارشد و دکتري به نگارش پايان‏نامه‏هاي تحصيلي با موضوع وقف؛ 

2. برگزاري همآيش‏هاي دانشجويي در زمينه‏ي وقف؛ 

3. آموزش وقف‏نامه نويسي به دانشجويان براي آگاهي آنها از وقف؛ 

4. ديدار دانشجويان از مراکز اوقاف و بازديد از موقوفات کشور در قالب فوق برنامه‏هاي آموزشي دانشگاه‏ها؛ 

5. خريد کتاب براي دانشجويان، برگزاري جشن‏هاي ازدواج دانشجويي با همکاري سازمان اوقاف تا از اين طريق دانشجويان و جوانان به تأثير و اهميت وقف در جامعه پي ببرند و در آينده به انجام آن اهتمام ورزند.


وزارت آموزش و پرورش‏


1. گنجاندن باب وقف در کتاب‏هاي درسي براي آشنايي دانش‏آموزان با وقف؛ 

2. آموزش وقف‏نامه نويسي به دانش‏آموزان براي آگاهي آنها درباره‏ي وقف؛ 

3. برگزاري مسابقه بين دانش‏آموزان تحت عنوان طرح شناسايي موقوفات در کشور؛ دانش‏آموزان با اين روش با پديده‏ي وقف آشنا خواهند شد؛ 

4. در درس انشا سعي شود که معلمان از دانش‏آموزان بخواهند درباره‏ي وقف و اوقاف انشا بنويسند؛ 

5. برگزاري اردوهاي آموزشي و بازديد از موقوفات براي دانش‏آموزان‏


سازمان صدا و سيما


متأسفانه اطلاع‏رساني درباره‏ي فوايد و کارکردهاي وقف در جامعه از سوي صدا و سيما بسيار ضعيف است. در تلويزيون ما انواع پفک نمکي تبليغ مي‏شود ولي درباره‏ي وقف هيچ کاري صورت نگرفته است. در اين زمينه سازمان صدا و سيما موظف به اجراي اين موارد مي‏باشد: 

1. معرفي واقفان از طريق سيما، مصاحبه با آنها، تهيه‏ي سريال تلويزيوني از زندگي واقفان بزرگ تا به عنوان الگو در جامعه مطرح شوند و تشويقي براي کساني که به وقف اهميت مي‏دهند باشد؛ 

2. نقل آراي مذاهب فقهي اسلامي در مسايل مربوط به وقف از طريق برنامه‏هاي تلويزيوني؛ مثلا در برنامه‏ي »درس‏هايي از قرآن« لااقل به موضوع وقف نيز اشاره شود؛ 

3. تهيه‏ي فيلم و سرود درباره‏ي وقف؛ 

4. آموزش به مردم در زمينه‏ي وقف و اينکه چه چيزي را براي چه وقف کنند. اين آموزش مي‏تواند هفته‏اي يک شب به مدت بيست دقيقه در يکي از شبکه‏ها پخش شود. در اين برنامه با دعوت از مدرسان حوزه‏ي علميه‏ي قم و مراجع تقليد فوايد، مقاصد و نحوه‏ي اجرا و مصارف وقف را براي مردم مشخص کنند؛ 

5. تهيه‏ي فيلم از موقوفات کشورهاي اسلامي به منظور آشنايي مردم با کارکردهاي وقف در آن کشورها؛ 

6. برگزاري مسابقه.


وزارت کشور


فرمانداران، بخشداران، دهداران و شوراهاي شهر و روستا و شهرداري‏ها نيز مي‏توانند با معرفي واقفان، تبليغ در زمينه‏ي وقف و معرفي موقوفات در گسترش و همگاني کردن فرهنگ وقف سهيم باشند. 

راه‏هاي ايجاد موقوفات جديد 

در کنار تشويق مردم به وقف بايد جهت وقف را با توجه به نيازهاي جامعه مشخص کرد تا از موقوفات تکراري نظير ساخت مسجد و... جلوگيري شود. تحقيق شود که نيازهاي روز جامعه کدامند تا موقوفات به آن سمت سوق داده شود. بديهي است که اگر وقف براي 

کارهاي عمراني، صنعتي، کشاورزي و سرمايه‏گذاري در کارهاي توليدي باشد نسل جديد به وقف روي خواهد آورد و موقوفات تازه شکل مي‏گيرد. 

تأسيس کتابخانه‏هاي عمومي، موزه‏ها، ساخت خوابگاه‏هاي دانشجويي، تأسيس مراکز آموزشي براي فراگيري حرفه و شغل توسط جوانان، ساخت کارخانجات توليدي و مراکز خدماتي در مناطق محروم و جذب جوانان بيکار، تأسيس مدارس شبانه‏روزي براي کودکان بي‏بضاعت، کمک به سازمان بهزيستي، آموزش و پرورش، دانشسراها، هلال‏احمر، تهيه‏ي مسکن ارزان قيمت براي جوانان و... مي‏تواند از جمله مصارف جديد اوقاف و نيز ايجاد موقوفات جديد با توجه به نيازهاي جامعه باشد که آثار آنها در جامعه بيشتر خواهد بود و مردم نيز با ديدن آثار و کارکرد وقف در اين زمينه در ايجاد موقوفات تازه شرکت مي‏کنند. شناسايي زمين‏هاي وقفي در سراسر کشور از سوي سازمان اوقاف به ويژه زمين‏هاي وقفي که در نتيجه‏ي اصلاحات ارضي به دست مردم افتاد، بازسازي موقوفه‏هاي مخروبه نيز مي‏تواند در احياي موقوفات مؤثر باشد. به نظر مي‏رسد بيان کارکردهاي موقوفه‏هاي آستان قدس رضوي براي مردم، آنها را به تشکيل موقوفات تازه تشويق و کمک نمايد. بنابراين، بايد تحقيق شود که نيازهاي جامعه چيست تا متناسب با آن نيازها موقوفات جديد شکل بگيرد. تدوين قوانين تازه درباره‏ي موقوفات از سوي مجلس شوراي اسلامي و استفتا از مقام معظم رهبري درباره‏ي مصارف جديد موقوفات در اين زمينه بسيار مؤثر و راهگشاست. مسؤولان ذي‏ربط نيز موظف به تبليغ، راهنمايي و تشويق مردم در ايجاد موقوفات جديد هستند. تهيه‏ي جزوات آموزشي و برگزاري کلاس‏هاي آموزشي براي توجيه مردم در اين خصوص ضروري است.


نتيجه‏


وقف يکي از برترين و پردوامترين مظاهر احسان و نيکوکاري به مردم و خدمت به همنوعان و کمک به مصالح جامعه و تنظيم امور فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است. مي‏توان به جرأت ادعا کرد که اگر اوقاف در مسير صحيح به راه انداخته شود و واقفان به راه معقول و درستي هدايت شوند بسياري از مشکلات جامعه حل مي‏شود. به عبارت ديگر، کارنامه‏ي درخشان وقف اين نويد را به ما مي‏دهد که از طريق گسترش موقوفات و هدايت آنها مي‏توان اکثر نيازها و ضروريات جامعه را تأمين کرد و سنگيني اين امر را از بيت‏المال مسلمين برداشت يا لااقل از فشار آنها بر بودجه‏ي کل کشور کاست. 

با توجه به کارکردهاي مثبت وقف در جامعه ضروري است که از طريق تدوين يک سياست اصولي و برنامه‏ريزي شده از سوي دولت به منظور شکوفايي فرهنگ وقف در جامعه، زمينه‏هاي احياي اين سنت حسنه و نبوي را فراهم آورد. اين امر مستلزم تلاش همه‏ي دستگاه‏هاي اجرايي کشور است. از همه مهمتر، عمل مسؤولان به وقف به عنوان الگو مي‏تواند در گرايش و سوق‏دهي مردم در عمل به وقف مؤثر باشد و به تدريج فرهنگ وقف در جامعه حاکم گردد.


پي نوشت :


1-نهج‏الفصاحه، کلام 906، ص 183؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 292. 

2- فروع کافي، ج 7، کتاب الوصايا، باب الصدقات، حديث 5 

3-وسايل الشيعه، ج 6، کتاب الوقف و الصدقات، باب 10، حديث 2 

4-همان. 

5-سليمي‏فر، مصطفي، نگاهي به آثار اقتصادي و اجتماعي وقف، انتشارات آستان قدس رضوي، 1370، صص 68، 67، 65. 

6-وسايل الشيعه، ج 13، ص 312؛ بحارالانوار، ج 103، ص 183. 

7-بحارالانوار، ج 41، ص 43. 

8- مستدرک الوسائل، ج 2، ص 511 

9-فروع کافي، ج 7، همان 

10- سليمي‏فر، مصطفي، همان، ص 65 

11-لمبتون، مالک و زارع در ايران، ترجمه‏ي اميري، منوچهر، مرکز انتشارات علمي و فرهنگي، ج 1362، 3، ص 81. 

12-شهابي، علي‏اکبر، تاريخچه‏ي وقف در اسلام، تهران، چاپخانه‏ي دانشگاه تهران، 1343، ص5. 

13-لمبتون، همان، ص 81. 

14-مجله‏ي وحيد، ش 1352، 7، ص 61. 

15-فضل‏الله همداني، رشيدالدين، سوانح الافکار رشيدي، به کوشش محمدتقي دانش پژوه، تهران، کتابخانه‏ي مرکزي دانشگاه تهران، 1358، ص 36 - 32 

16-تذکرة الملوک،به کوشش سيد محمد دبيرسياقي؛ سازمان اداري حکومت صفوي، ترجمه رجب‏نيا، مسعود، تهران، ج 2، اميرکبير، 1368، ص 2. 

17-لمبتون، همان، ص 223. 

18-سپنتا، عبدالحسين، تاريخچه‏ي اوقاف اصفهان، اداره‏ي کل اوقاف اصفهان، 1346، ص 343 - 340. 

19-دالماني، هانري رنه، سفرنامه از خراسان تا بختياري، ترجمه‏ي فره‏وشي، تهران، چاپ گيلان، ص 73 - 72. 

20-گزارش مسؤولين اداره‏ي موقوفات ملک، کتابخانه‏ي آستان قدس رضوي، ص 27 

21-سازمان حج و اوقاف و امور خيريه، نگاهي کوتاه به سنت نبوي وقف، ص 18.


منبع: ميراث جاويدان

برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر