مقالات سازمان اوقاف

مطالب ویژه
پربازدیدترین اخبار
  • امروز
  • دیروز
  • هفته
  • ماه

امروز

دیروز

هفته

ماه

دیرین دیرین

خدمات غیر حضوری

سامانه شکایات

نقش وقف در تامين مالي توسعه گردشگري

نقش وقف در تامين مالي توسعه گردشگري

سنت حسنه وقف از صدر اسلام تاکنون به عنوان يکي از روشهاي تامين مالي فعاليتهاي عام‌المنفعه نقشي اساسي در اقتصاد جوامع اسلامي ايفا نموده است. دامنه و حوزه نفوذ وقف طيف وسيعي از کسب و کارها و فعاليتها از آموزش و درمان تا گردشگري را دربر گرفته است.

 چهارشنبه 24 آبان 1396   370  0      

سنت حسنه وقف از صدر اسلام تاکنون به عنوان يکي از روشهاي تامين مالي فعاليتهاي عام‌المنفعه نقشي اساسي در اقتصاد جوامع اسلامي ايفا نموده است. دامنه و حوزه نفوذ وقف طيف وسيعي از کسب و کارها و فعاليتها از آموزش و درمان تا گردشگري را دربر گرفته است.
از طرفي، اينک در دهه آغازين هزاره سوم، صنعت جابجا گري و گردشگري به يکي از سه کسب و کار بزرگ عصر حاضر مبدل و با رشد تقاضايي گسترده مواجه شده است، تقاضايي که شايد با جستجو و کاربرد ابزارهاي مناسب تامين مالي آن، بتوان امکان گسترش بيش از پيش آن را فراهم نمود.
مقاله حاضر در پي آن است که سه مسئله کليدي پيوند زننده اين دو فعاليت پر سابقه زندگي اقتصادي در جوامع اسلامي را مورد توجه قرار دهد. نخست آن که چه ضرورتي در ورود وقف به مسئله گردشگري نهفته است. دوم آن که سابقه تاريخي اين موضوع چگونه است. و سرانجام، آيا گمانه زني در زمينه آينده تعامل ميان سنت حسنه وقف و صنعت گردشگري در جهان اسلام امکانپذير است.
در اين مسير، ابتدا جايگاه سفر و گردشگري از نظر آئين اسلام تبين خواهد شد. به اين ترتيب و با نشان دادن اهميت و ارزش سير و سفر در انديشه اسلامي، به کمک منابع اصيل قرآن و سنت، ضرورت توجه به تأمين مالي آن از سوي جامعه اسلامي روشن خواهد گرديد. آن گاه سير تاريخي نقش وقف در توسعه گردشگري نه در قالب يک تاريخ نگاري، بلکه با ذکر مهمترين نمودهاي شناخته شده بررسي مي‌گردد. سرانجام، به ارائه طريق درخصوص آينده رابطه ميان وقف و گردشگري در جوامع اسلامي پرداخته، و از منظر اقتصادي و ارزشهاي مذهبي، ضرورت تعامل آتي ميان اين دو بيان خواهد گرديد.
جايگاه سفر در انديشه اسلامي 
در انديشه اسلامي موضوع حرکت از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. جهان هستي همه با حرکت پيوند خورده و سکون و ايستايي در آن معني و مفهومي جز نابودي ندارد و همه آنچه در اين جهان مي‌شناسيم از ستارگان تا کوهها (سوره نمل آيه88) در حال حرکت هستند و انسان نيز از اين موضوع استثناء پذير نيست. اهميت مسئله حرکت در خصوص انسان را شايد به سادگي بتوان در اين بيان علامه اقبال لاهوري، انديشمند پاکستاني يافت که معتقد بود هستي انسان در حرکت و نيستي آن در سکون است. 
ما زنده از آنيم که آرام نگيريم
موجيم که آسودگي ما عدم ماست
در طول تاريخ، انديشمندان مسلمان از سراسر سرزمين هاي اسلامي با درک اهميت اين موضوع، کمال‌يابي و پيشرفت شخصيتي خود را در سير و سفر و تجربه آموختن يافته‌اند. مصلح‌الدين سعدي شيرازي، ناصر خسرو قبادياني، ابن‌بطوطه مراکشي، ابن‌خرداد به، يعقوبي، مسعودي، ابن‌فقيه، اصطخري، ابن‌حوقل، مقدسي، ابوريحان بيروني، ادريسي، امام محمد غزالي، ياقوت حموي، ابوالغداء، ابوالغازي، جهان نما، از آن ميان، از بقيه مشهورتر و با تأسي از سنت رسولان الهي و نص صريح قرآن، پاي در راه سفر گذارده‌اند.
براي آن که دريابيم از ديدگاه اسلامي چه محرک هايي براي سير و سفر و توصيه به آن وجود دارد. بي‌ترديد مراجعه به کتاب الهي و سنت رسول الله(ص) راهگشا خواهد بود.
با جستجو در قرآن کريم، واژه‌هايي که مي‌توان استناد سفر از آنها را بر گرفت عبارتند از سفر، سير، هجرت، نفر و سرانجام سياحت. چهار نکته بسيار مهم در اين خصوص قابل طرح هستند:
تفاوت فضايي واژگان
نخستين موضوع، تفاوت فضايي اين واژگان است. سفر به معناي پرده برداشتن براي آشکار نمودن چيزي، سير به معني رفتن در زمين همراه با انديشه، هجرت با معناي ترک سرزميني به سوي سرزمين ديگر، نفر با مفهوم کوچ و رفتني که از پراکندگي و تفرق هدفمند حاصل مي‌شود و سرانجام سياحت به معني استمرار در سير دانسته مي‌شود. (همايون، 1384، صفحات 143-141)
آنچه در همه اين تعابير مشترک است را مي توان در دو ويژگي مهم خلاصه کرد. نخست اينکه در تمامي اين واژگان مفهوم حرکت نهفته است و دومين ويژگي که حائز اهميت بسيار است را بايد در ارزشمند و در هدفمند بودن اين حرکت ها دانست. اين موضوعات با نگاهي مثبت در قرآن کريم مطرح شده است و فعل حرکت با مضمون پيشرفت، آگاهي و ارتقا همراه گرديده است.
بازتاب انگيزه‌هاي سفر در قرآن کريم 
در باب انگيزه‌هاي سفر در آيات متعددي که اهميت حرکت را در قالب هر يک از واژه‌هاي مختلف فوق مورد تاييد قرار داده‌اند مي‌توان به عناصري همچون؛ عبرت‌آموزي و درس‌آموزي از تاريخ گذشتگان، شناخت ماهيت و مبدأ خلقت جهان و آموختن اشاره داشت. نتيجه حاصل از حرکت آگاهانه‌اي که با چنين انگيزه‌هايي شکل گرفته باشد، البته شناخت و قرب الهي خواهد بود، مشروط بر آن که گردشگر تتبع و دقت را با خلوص نيت همراه سازد.
نحوه بيان مسئله در قرآن نيز واجد اهميت بسيار است. اولاً در بسياري موارد سفر کردن با وجوه امري فعل بکار برده شده است که حتي اگر نتوان معناي وجوب سفر را از آن برداشت کرد، به روشني مطلوبيت سفر از ديدگاه شارع را بيان مي‌دارد. در برخي موارد البته، انجام چنين تحرکي براي گروهي از مؤمنان فرم وجوب نيز بخود مي‌گيرد که مستطيع شدن براي حج مصداق روشن آن است. 
شکل طرح مساله سفر
مسئله سوم را در شکل طرح مسئله سفر بايد جستجو کرد. در مواردي ديگر در قرآن کريم صورت بيان مسئله به شکل طرح سئوال و استفهام است، طرح سئوالي که در قالب آن به نکوهش يا ترغيب کساني پرداخته شده که از سفر کردن سرباز مي‌زنند.
تقسيم بندي موضوعي آيات قرآن در باب سفر
سرانجام، مسئله چهارم به تقسيم‌بندي موضوعي آيات در باب سفر باز مي‌گردد. از منظر موضوعي، آيات الهي در قالب هدايت انسان به کسب آگاهي و شناخت جهان به شرح سفر پيامبران و اولياء الهي و سرانجام به احکام الهي در باب سفر، نظير شکسته شدن نماز يا عدم وجوب روزه پرداخته‌اند. (پيشين، صفحات 148-146)
با پي‌جويي در سنت رسول اکرم(ص) نيز مشاهده اهميت مسئله سفر به روشني ميسر است و احاديث متعددي در اين خصوص از پيامبر نقل گرديده است. از آن جمله مي‌توان موارد متعددي را بر شمرد که در آنها انگيزه سفر از ديد پيامبر، تجربه آموختن، علم آموزي، کسب سلامت، گشادگي در زندگي و نجات از افسردگي، طلب روزي دانسته شده است (رنجبريان و زاهدي، 1384، ص119).
چنين است که نفس موضوع سفر و گردشگري در آئين اسلام داراي ارزش و اهميت معنوي و مادي فراوان بوده و به دفعات متعدد در ميان آيات الهي و سنت رسول اکرم(ص) نشانه‌هايي از تأکيد بر مسئله سفر را مي‌توان مشاهده نمود.
حال اين سئوال مطرح مي‌شود که اگر مسئله سفر و سياحت در انديشه اسلامي تا اين اندازه واجد اهميت است، که هست، آيا در مقابل تدابيري براي تسهيل آن نيز نمي‌بايست در اين زمينه يافت شود. پاسخ به روشني مثبت است.
آشکارترين موضوع، تسهيل عبادات الهي در خصوص مسافرين است که در قالب احکام سفر در اسلام بدان پرداخته مي‌شود. چنانچه بيشتر نيز اشاره نموديم، طيفي از آيات الهي به بيان اين تسهيلات (شکسته بودن نماز يا عدم وجوب روزه بر مسافر) پرداخته‌اند. ليکن بايد توجه داشت که سفر به ملزومات گسترده‌اي نيازمند است و از همين رو علي‌القاعده بايد بتوان در ميان تجربه تمدن و انديشه اسلامي نمودهاي عيني ديگري نيز در تسهيل امر سفر يافت.
در قرآن کريم و البته در سيره نبوي، موارد متعددي درخصوص تسهيل اسباب سفر علاوه بر تسهيل در امور عبادي را مي‌توان بازشناسي کرد. چنانچه در آن بخش از آيات الهي که به حوزه اقتصادي زندگي افراد مي‌پردازد، همواره گروه در راه ماندگان (ابن‌سبيل)، از جمله افراد داراي حق در مال مسلمين شناخته شده‌اند. براي اين گروه از افرد که در حال انجام سفر از نظر مالي با مضيقه مواجه شده‌اند، سهمي در ماليات‌هاي شرعي (خمس و زکات) درنظر گرفته شده است. بنابراين بايد گفت که سفر داراي چنين ارزش و اهميتي نزد شارع است که بطور مستقيم، حداقل درخصوص تامين مالي مسافراني که دچار شکل مالي شده‌اند، احکام روشني صادر شده است. علاوه بر اين، سنت حسنه وقف به عنوان يکي از مترقي‌ترين شيوه‌هاي تامين مالي فعاليت‌هاي نوعدوستانه، چنانچه شواهد تاريخي هم حکايت از آن دارد، در تامين مالي اين فعل واجد ارزش معنوي، يعني سفر، نقش داشته و مي‌بايد داشته باشد.
پيشينه نقش وقف در توسعه صنعت گردشگري
سنت حسنه وقف، نقش و کارکردهاي قابل توجهي در زمينه تامين مالي فعاليت‌هاي مختلف اقتصادي از گذشته تا کنون ايفا نموده است. احداث و اداره مراکز آموزشي، بيمارستانها و مراکز درماني و حمايت مادي و معنوي از گروههاي نيازمند جامعه از جمله مصاديق شناخته شده‌اي هستند که واقفان نيکوکار در طلب رضاي الهي درخصوص آنها اقدام به وقف دارايي‌هاي خود نموده‌اند و در اغلب موارد هرگاه سخن از وقف به ميان مي‌آيد، اين مصاديق در ذهن جا مي‌گيرند. فعاليت‌هايي که البته همه به نوبه خود در گسترش کسب و کار و رونق اقتصادي نقش داشته‌اند.
در عين حال بخشي از نقشي را که وقف در طول قرون گذشته ايفا نموده است به نوعي بايد مرتبط با صنعت گردشگري دانست. اين نقش پر رنگ تاريخي اغلب درخصوص دو گروه از گردشگران گذشته مصداق روشنتري مي‌يابد: 
گروه نخست، گردشگران مذهبي که به قصد زيارت آغاز سفر مي‌کرده‌اند و در دنياي کهن بخش قابل ملاحظه‌اي از جهت گردشگران را بخود اختصاص مي‌داده‌اند
گروه دوم، مسافراني که به انگيزه آموختن سفر کرده‌اند. اين ادعا البته بدان معني نيست که ساير گردشگران نيز از کمکهاي حاصل از سنت وقف بي‌بهره بوده‌اند. حال بايد ديد سنت وقف در کجاي صنعت گردشگري حضوري مؤثرتر داشته است.
انجام سفر بدون آماده شدن مقدمات و امکانات مورد نظر براي آن ميسر نيست. البته روشن است که حدود اين امکانات در طول زمان دچار تحول شده و از تسهيلات ساده ايام گذشته که شامل اسباب حمل و نقل ابتدايي نظير چارپايان و سرپناه هايي با خدمات محدود و زاد و توشه‌اي ساده بوده است، تا امکانات حمل و نقل مدرن و اقامتگاه هاي داراي امکانات رفاهي متعدد امروز دگرگون گرديده است. اما به هر تقدير در همان دنياي کهن نيز ضرورت تدارک چنين تمهيداتي آشکار بوده است، چندان که وقتي شارع مقدس مسئله وجوب حج را مطرح مي‌سازد، اين وجوب را به مستطيع بودن حاجي منوط مي‌کند و اين مستطيع بودن تا حدود بسياري خود گواه و متضمن امکان تامين نيازهاي فرد و خانواده او در طول ايام سفر است.
اگر اجزاء سمت عرضه در صنعت گردشگري به شکلي ساده به عوامل اقامت، حمل و نقل، پذيرايي، هدايت و راهنمايي و ساير تسهيلات و خدمات مورد نياز گردشگران تقسيم‌بندي شود، مي‌توان حدود نقش آفريني وقف را در اين موارد با توجه به تجارب تاريخي مرور نمود.
شواهد تاريخي دلالت بر آن دارند که سنت وقف بيشترين نقش آفريني را در حوزه‌هاي اقامت و پذيرايي ايفا نموده است. چنانچه نهادهايي همچون «دارالطلبه‌ها»، «دارالسياده‌ها»، «دارالضيافه‌ها»، «کاروانسراها» و «زاويه‌ها» در طول تاريخ چنين وظيفه‌اي بر عهده داشته‌اند.
سفرنامه‌هاي گردشگران مسلمان در طول تاريخ، نمونه‌هايي روشن از چنين مواردي را بصورتي ناب بدست مي‌دهد. ابن‌بطوطه مراکشي، ناصرخسرو قبادياني و ابن‌حوقل در آن ميان و ژان شاردن از ميان گردشگران اروپايي غيرمسلمان درخصوص اين نهادها در خاطرات خود سخن به ميان آورده‌اند.
ابن‌بطوطه، جهانگرد مراکشي، درخصوص مدارس و مساجد دمشق و ايران مي‌گويد (احمد ابن سلمان، 1351، ص 27): 
"هرکس را شوق علم و دانش يا شور زهد و طاعت بر سر باشد 
در اين شهر از همه گونه مساعدت بهره‌مند خواهد بود."
وي درخصوص مدرسه‌اي بزرگ در شهر نجف نيز مي‌گويد: 
"در اين مدرسه از هر مسافر تازه وارد تا سه روز پذيرايي مي‌شود و هر روز دوبار غذايي مرکب از؛ نان، گوشت و خرما به ميهمانان مي‌دهند".
يا درباره مدارس ايذه در لرستان ايران مي‌گويد(پيشين، صفحه28):
"راه ما از ميان کوههاي بلند بود و هر شب را در مدرسه‌اي منزل مي‌کرديم
که در همه آنها وسايل خورد و خوراک مسافرين فراهم بود." 
ابن‌بطوطه از چندين «زاويه» مختلف در شام، ترکيه، بيت‌المقدس و شهرهاي مختلف ايران از قبيل ماهشهر، کازرون و تبريز نيز سخن به ميان مي‌آورد که در تمامي اين زاويه‌ها واقفان و متوليان وقف تأمين غذا و اقامت مسافرين را برعهده داشته و گاه از اين نيز فراتر رفته خدمات بيشتري به مسافران ارائه مي‌کرده اند. مثلاً درخصوص زاويه تبريز، وي يادآور مي‌شود که علاوه بر غذا و اسکان، لباس، مرکب (چهارپا)، استحمام و هداياي ديگري نيز به مسافران داده مي‌شده است و به همين جهت اين زاويه را براي واقف آن بسيار پرهزينه مي‌داند. وي پا را از اين فراتر نهاده و مي‌گويد که گاه علاقه به ميهمان‌نوازي چنان است که ميان گروههاي مختلف بر سر پذيرايي از ميهمانان کشمکش مي‌افتد. (پيشين، صفحه36)
ناصر خسرو در شهر الخليل، آنجا که حکايت آرامگاه حضرت يوسف(ع) را باز مي‌گويد اشاره مي‌کند که اين مکان داراي اوقاف بسياري است از روستاها و مستغلات در بيت‌المقدس و اغلب محصول آنها جو و زيتون است. مهمانان و مسافران و زائران را نان و زيتون دهند. ناصرخسرو مي‌گويد؛ هر که آنجا رسد او را هر روز يک گرده نان و کاسه‌اي عدس که با روغن زيتون پخته شده و مويز دهند. گاه در روز تا پانصد نفر به آنجا مي‌رسند و همه را آن ضيافت مهيا است. (ناصرخسرو، 1382، صفحه42)
نقش کاروانسراها را نيز در توسعه گردشگري در دنياي کهن بايد ارزنده و قابل توجه دانست. کاروانسراها را مي‌توان به سه دسته اصلي تقسيم کرد:
نخست کاروانسراها يا سراهايي که مراکز تجاري بوده‌اند و عمدتاً در جوار بازار در شهرهاي بزرگ داراي مرکزيت اقتصادي شکل گرفته‌اند، نظير سراهاي گوناگون در شهرهاي اصفهان و دمشق. 
دسته ديگر کاروانسراهايي هستند که در نقاط شهري براي استقرار کاروان‌هاي تجاري-زيارتي و نظاير آن احداث شده‌اند و اينها نيز سابقه ا‌ي طولاني در شهرهاي بزرگ بر سر راه ها داشته‌اند، نظير آنچه ناصرخسرو قبادياني در سفر حج خود از اين کاروانسراها در شهرهاي گوناگون، و بخصوص در اصفهان و قاهره ياد مي‌کند(پيشين، صفحات 54 و 117).
گروه سوم از کاروانسراها که به نام رباط نيز خوانده مي‌شوند، کاروانسراهاي مستقر در طول مسيرهاي ميان شهرها هستند. چندان که مشهور است، در ايران در دهه هاي نخست قرن يازدهم ميلادي، نزديک به هزار عدد از اين کاروانسارها احداث شده است.
گروهي از کاروانسراها بطور کلي توسط حاکمان يا نيکوکاران احداث و اداره مي شده‌اند، بدون آن که قصد وقف در اين باره نموده باشند. گروه ديگر اساساً به عنوان و با نيت وقف بوجود آمده‌اند. ممکن است واقف حاکم يا از طبقه حاکمه يا از نيکوکاران بوده باشد.
در وقف نامه‌هاي کهن بسيار ديده شده است که درآمد يک يا چند آبادي را بر مسافران و غريبان وقف کرده‌اند. گاه حتي براي درمان مسافران بيمار و گذران امور آنها تا رسيدن به بهبودي کامل هم موقوفاتي وجود داشته است (نوربخش، 1370، صفحه61).
ژان شاردن بازرگان فرانسوي در سفرنامه خود چنين مي‌گويد (شاردن، 1355، صفحه27):
"کاروانسراها عبارت از ساختمانهاي مفصل و عظيمي است که براي اقامت
مسافرين و عابرين بوجود آمده است. هيچکس حق مطالبه وجه اجاره و
کرايه‌اي ندارد، چون اين قبيل عمارات اموال موقوفه و مقدسي به شمار
مي‌روند و از وجوه بريه و خيرات ساخته شده است." 
ابن‌حوقل نيز در سفرنامه خود در اواسط قرن چهارم هجري از ديدار خود با واقفي سخن مي‌گويد که در املاک خود رباط هايي بنا نموده است و اين املاک را وقف رباطها نموده تا از درآمد اراضي، مخارج آنها تامين شود. او حتي مي‌گويد از جمله اقدامات در اين رباط هاي متعلق به ابوجعفربن سهل بن مرزبان، آن است که شير تازه به مسافران نوشانيده مي‌شد. او در سفرنامه خويش درباره تعداد کاروانسراها و رباط ها مي‌گويد تعداد رباط ها حتي بيش از احتياج مسافران است. (نوربخش، 1370، صفحه72)
بهره‌مندي از امکانات عرضه شده در اين اماکن چندان که صفت صنعت جهانگردي در جهان امروز است، استثناءپذير نبوده و فارغ از انواع تبعيض است چندان که بر سر درخانقاه شيخ‌ابوالحسن خرقاني نوشته شده است که:
" آن که به دين سراي درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد،
چون آن که به درگاه حق تعالي به جان ارزد، به نان ارزد."
اما چندان که شواهد تاريخي نشان مي‌دهند، نقش وقف در توسعه صنعت گردشگري در گذشته کهن تنها اختصاص به تأمين اقامت و غذا نبوده است، مشاهده گرديد که گاه واقفان تأمين وسيله اياب و ذهاب را نيز براي مسافران برعهده مي‌گرفته‌اند. 
در همين زمينه، باز از ابن بطوطه نقل مي‌شود که درخصوص اوقاف دمشق گفته است (احمد ابن سلمان، 1351، صفحه42):
"يک دسته از اين موقوفات مخصوص کساني است که استطاعت مالي براي
رفتن به حج را ندارند و مخارج مسافرت آنها از محل اين گونه موقوفات
پرداخته مي‌شود. گروهي ديگر نيز براي راهسازي و سنگچين کردن آنها
اختصاص يافته است."
تعامل ميان وقف و صنعت گردشگري در عصر حاضر
آنچه در ادبيات تاريخي وقف بيان گرديد را خاتمه داستان نقش وقف در توسعه گردشگري نبايد دانست، چندان که فقهاي معاصر نيز درخصوص اين نقش سخن گفته اند و مسائل فقهي مربوطه را در اين باره در عصر حاضر نيز مدنظر دارند. به عنوان مثال امام خميني(ره) در تحريرالوسيله در باب موضوع وقف و مصاديق آن، به مسافرخانه‌هايي که جهت اقامت مسافرين آماده شده‌اند و درختاني که براي استفاده مسافران از سايه‌هايشان غرس شده‌اند اشاره مي‌کند (رياحي سا ماني، 1378، صفحه52).
بدين ترتيب تصور مي‌رود که وقتي شارع مقدس، پيامبراکرم(ص)» رهبران مذهبي و مراجع عظام تقليد تا آنجا پيش مي‌روند که به تسهيل اسباب سفر آنچنان توجه مي‌کنند که گويي امري مقدس است و از حذف موقت تکليفي (روزه نگرفتن) و قصر تکليفي که رکن دين به شمار مي‌رود (شکسته شدن نماز) تا مهيا ساختن شرايط آسايش و آرامش مسافران نظير فتواي حضرت امام(ره) براي مصداق دانستن غرس درختان براي استفاده مسافران از سايه‌هايشان و اختصاص وجوه جهت بهبود امور راهها را ميسر و جايز مي‌دانند، توقف و کند شدن حمايت‌هاي شرعي و حمايت‌هاي مالي در قالب احکام و عقود شرعي نظير وقف درخصوص امر سفر معنا و دليل موجهي نداشته باشد.
بدين ترتيب اينک مسئله آن است که هر چند تامين مالي سفر از طريق اسباب وقف طي قرون گذشته به عنوان يک واقعيت مشهود تاريخي و به عنوان يکي از افتخارات مؤمنين و نظا‌م‌هاي سياسي حاکم بر جوامع اسلامي به شمار مي‌رفته است، در عصر حاضر که جوامع با دوران رونق صنعت گردشگري به صورتي گسترده مواجه اند، بنظر مي‌رسد که چنين نقشي کمرنگ شده و گاه تنها در شواهد تاريخي قابل جستجو است.
اگر از منظر ديني به مسئله بنگريم، يکي از رجحان‌هاي بزرگ دين مبين اسلام در آن است که از يک سو بر اعمال حسنه (همچون سير و سفر) تاکيد دارد و از طرف ديگر ديني پيشرو تلقي مي‌شود که پاسخهاي مناسب زمان را بخصوص در قالب احکام ثانويه خود ارائه مي دهد. 
به اين ترتيب، اگر از نقش تأمين مالي وقف در صنعت گردشگري به طور نسبي کاسته شده است، دليل آن قطعاً به زاويه نگاه آئين اسلام باز نمي‌گردد. بخصوص توجه به اين نکته بسيار ضروري است که اسلام با عنايت به قابليت پاسخ‌گويي به نيازهاي زمانه مطابق شرايط هر عصري بايد به نياز به سفر که براساس مطالعات گسترده در جهان، روند رو به رشد تقاضا براي آن زائيده تغيير فرم مراکز جمعيتي به جوامع کلان شهري و صنعتي شده است هم پاسخي فراخور بدهد. 
حتي شواهد روشني نظير آنچه در برخي کشورها مشاهده مي‌شود وجود دارد که در عصر حاضر مبلغان مذهبي به انگيزه آموزش‌هاي ديني و جلب توجه بيشتر مؤمنان و مسلمانان به مباحث مذهبي به سرزمين‌هاي مختلف سفر کرده و ضمن اقامت کردن در اماکن مذهبي در جوار مساجد و تامين مالي از سوي آنها براي نيازهاي روزمره خود، مردم را براي شنيدن مباحث مذهبي به جلساتي که از سوي خود ايشان در مساجد برگزار مي‌شود دعوت مي‌نمايند. به اين ترتيب نياز براي تقويت معنوي مسلمانان، بخصوص گاه در سرزمين‌هاي غيراسلامي، به نوعي از طريق حمايت‌هاي مادي و معنوي نهادهاي مذهبي همچون مساجد تامين مالي مي‌شود که مي‌تواند در قالب وقف شکل گرفته باشد.
از طرف ديگر سطح درآمد سرانه پايين در بسياري از کشورهاي اسلامي و علاقمندي مردمان اين سرزمينها در بجاي آوردن فريضه حج و ضرورت توسعه روابط فرهنگي ميان جهان اسلام از طريق کنگره عظيم حج که همه ساله ميليونها تن را از سراسر جهان گرد هم مي‌آورد، دليلي روشن است براي اينکه بايد شيوه‌هايي جهت تامين مالي چنين سفري براي آن گروه از مسلمانان که قدرت تأمين مالي آنرا ندارند، فراهم گردد. بخصوص که سطح توسعه پايين فرهنگي، اغلب با سطح درآمد سرانه پائين گره خورده و در واقع تأمين مالي چنين سفري را بايد رسالتي بر دوش ملتهاي مسلمان و گروهي از مؤمنان دانست که تمکن مالي دارند. اما بنظر مي‌رسد اگر اين اقدام بخواهد در قالب حمايت‌هاي مستقيم مالي (دولتي يا غيردولتي) و در قالب کمکهاي مالي شکل گيرد، کاملاً محتمل است که از زماني به زمان ديگر، حجم اين منابع يا اولويت‌بندي اختصاص اين منابع به حمايت از چنين سفري دچار تغيير شود. 
در نتيجه، مسئله مهمي که اينجا خود را نمايان مي‌سازد اهميت ساز و کاري است که وقف در قالب آن شکل مي‌گيرد. سازوکاري که اجازه مي‌دهد منافع حاصل از کسب و کار يا مستغلاتي خاص در عين حبس شدن عين آن، به اين مسير هدايت شود. بنابراين ورود سنت حسنه وقف به حوزه صنعت گردشگري امکان استمرار بلندمدت حمايت‌هاي مالي را بدنبال دارد و اين ويژگي است که وقف را از برخي انواع ديگر حسنات نظير هديه و جز آن جدا مي‌سازد.
فارغ از فريضه حج، ضرورت تعامل فرهنگي ميان جوامع اسلامي و تقويت مباني فرهنگ اسلامي و گسترش صلح پايدار ميان ملتهاي مسلمان خود عامل ديگري است که در باب اهميت سفر ميان گروههاي فرهيخته جوامع اسلامي، بخصوص جوانان و از ميان ايشان دانشجويان، قابل ذکر است. بنظر مي رسد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در جهان اسلام در اين خصوص وظيفه‌اي انکارناپذير برعهده دارند.
در اين مورد، يک نکته بسيار مهم آن است که چنين مؤسساتي در عمل بسياري از منابع مورد نياز براي اين امر را هم در اختيار دارند. خوابگاههاي دانشجويي، سلف سرويسها و ساير امکانات اين مؤسسات از جمله اين ملزومات به شمار مي‌رود. به عنوان مثال، همانگونه که در کشور ايران قابل مشاهده است، خيرين در راستاي احداث چنين ابنيه اي از خود اشتياق نشان مي دهند. لذا، اگر ضمن انجام سرمايه گذاري هاي وقفي توسط واقفين در محيط دانشگاهها، با متوليان دانشگاهها جهت بهره برداري از اين امکانات در محدوده هاي خاص زماني، نظير تعطيلات تابستاني، در خدمت‌رساني به گردشگران هماهنگي بعمل آيد، قدمي بسيار بزرگ در تامين بخشي مهم از نيازهاي خدماتي گردشگران برداشته خواهد شد.
همانگونه که قبلاً خاطر نشان گرديد، مساجد، تکايا و حسينيه‌ها در طول تاريخ در جوامع اسلامي، نقشي بسزا در امر گردشگري ايفا کرده‌اند. چنانچه در مثالهايي که قبلاً ذکر گرديد، در بسياري موارد نه تنها اقامت، بلکه غذا و حتي امکانات حمل و نقل و خدمات جانبي نيز در اختيار مسافران قرار داده مي‌شده است. امروزه ملاحظه مي گردد که چنين نقشي تا حدودي بسيار رنگ باخته است. در مساجد، جز به هنگام برگزاري نماز و مراسم خاص، يا درها بسته است و يا بر حسب شرايط موجود، امکان ماندن و بيتوته کردن در آنها حتي براي در راه ماندگان که حقي معلوم در ا موال جامعه اسلامي دارند وجود ندارد. بديهي است که چنين مسئله‌اي زائيده مشکلات و شرايط فرهنگي و اجتماعي هر يک از جوامع اسلامي در عصر حاضر تلقي مي گردد. اما با عنايت به اهميت، ضرورت و مطلوبيت سير و سفر از ديدگاه شارع مقدس، گويا تکاليف شرعي مسلمانان در اين زمينه به زمين مانده است. 
چه بايد کرد؟ متوليان ا مور مساجد و موقوفات در اين زمينه وظيفه اي جدي بر عهده دارند. از يکسو طراحي مساجد و کاربري فضا هاي آنها بايد بگونه اي انجام پذيرد که ضمن حفظ قداست و امکان بهره برداري متعارف از آنها، زمينه مساعد جهت استفاده براي خدمت رساني به ابن سبيل و در راه ماندگان و حتي گردشگران مبلغ امور مذهبي فراهم گردد. از ديگر سو، شيوه مديريت منابع دراختيار نهادهاي مذهبي از قبيل مساجد، حسينيه‌ها، تکايا و همچنين نهادهاي وقفي مي‌بايست در آن جهت متحول گردد که اين نهادها بتوانند جايگاه ارزشمند خود را در اين زمينه بازيابند. 
در واقع، چنين بنظر مي‌رسد که با توجه به وجود سوابق درخشان و تاکيد شارع مقدس بر مساله گردشگري، مسئله رکود نقش وقف در توسعه گردشگري در شرايط حاضر در جوامع اسلامي، بيش از آن که حاصل فقدان اسباب يا سابقه باشد، حاصل نوعي غفلت فرهنگي است که خود از تحولات در شرايط اقتصادي-اجتماعي و حتي سياسي در دوران معاصر تأسي جسته است. 
نتيجه گيري و پيشنهادات
صنعت سفر از آغاز با سنت حسنه قف در تعاملي مثبت قرار داشته است. سفر و حرکت به عنوان موضوعي فرهنگ‌ساز و داراي ارزش از ديدگاه مذهبي، مورد حمايت شارع مقدس قرار داشته و علاوه بر احکام اوليه تسهيل کننده شرايط مسافران، ابزارهاي حمايتي همچون مشارکت در سرمايه گذاري هاي وقفي در توسعه آن نقشي مؤثر بر عهده داشته‌اند.
در عصر حاضر اما تعامل ميان سنت وقف و صنعت سفر در برخي جوامع اسلامي و از جمله در ايران، کمرنگ‌تر از پيش شده است، اين رخداد نه زائيده کاسته شدن از اهميت سفر و حرکت نزد مؤمنين و نه حاصل تضعيف نهاد وقف در جامعه اسلامي است، بلکه بنظر مي‌رسد که تعامل سازنده ميان سفر و وقف به نوعي با غفلت فرهنگي در طول زمان مواجه شده است.
نتيجه آن که براي جان بخشيدن دوباره به اين تعامل، فرهنگ سازي قدم نخستيني است که بايد برداشته شود. روشن شدن سابقه تاريخي نقش وقف در توسعه صنعت سفر و ذکر اين تجارب به همراه يادآوري قداست امر سفر در اين ميان حائز اهميت است.
از سوي ديگر احياي موقوفاتي که در گذشته تمام يا بخشي از منافع آنها در امر ترويج سفر و تسهيل نيازهاي گردشگران به کار برده مي‌شده است، سياستي است که به مورد اجرا گذاردن آن برعهده متوليان وقف و خاصه سازمان اوقاف و ا مور خيريه است. بديهي است در اين خصوص، نگاه کارشناسي به نحوه توزيع منافع و راهکارهاي اجرايي باز زنده‌سازي اين موقوفات و همچنين تجديد نظر در نحوه بهره برداري کالبدي آنها، واجد اهميت بسياري است. موضوعي که هم مي‌بايد از سمت تخصصي گردشگري و هم از زاويه عالمانه و تطابق شريعتي وقف بصورت مشترک بدان نگريسته شود.
سرانجام اينکه چون وقف به هر تقدير، يکي از شيوه‌هاي تأمين مالي ارائه خدمات اجتماعي است، از اين منظر شيوه‌هاي محرک گسترش فعاليت‌هاي مرتبط با وقف، چه از منظر حجم منابع و چه از لحاظ حيطه ها و دامنه هاي کاري، نيازمند توجه ويژه هستند.
گسترش بيش از پيش حسنه وقف نه فقط در گرو توسعه فرهنگ معنوي و تهييج خصلت هاي نيکوکارانه مؤمنان است، بلکه از طريق کاربست مشوق هاي مالي، همچون توسعه معا فيت‌هاي مالياتي هم، فرهنگ وقف قابل اشاعه است. اين زمينه نيز محدوده‌اي است که بايد بصورت مشترک از سوي متخصصان حوزه مسائل مالي، بخصوص حوزه اقتصاد بخش عمومي و کارشناسان حوزه وقف، بدان بيش از پيش پرداخته شود.
وقف بنا به ماهيت، حسنه اي جاريه است. از اين رو استمرار منابع مالي حاصل از آن در طول زمان ويژگي برجسته اي است که در حمايت اين حسنه از هر نوع فعاليت اقتصادي، بالاخص صنعت گردشگري در امتداد زمان مي بايست مورد توجه خاص قرار گيرد. 
لذا، انجام سرمايه گذاري هاي وقفي توسط واقفين در فضا هايي نظير محيط دانشگا ه ها، يا توسعه امکانات مساجد براي ارائه خدمات اقامت به گردشگردان و مبلغين مذهبي و حتي ديگر اقشار جامعه، يکي از راهبردهاي مشارکت امور اوقاف در توسعه صنعت گردشگري بشمار مي آيد. 
بدين ترتيب، امکان احياي نقش وقف در تأمين مالي صنعت گردشگري، صنعتي که به دليل برخورداري از ارتباطات قوي بين بخشي در اقتصاد، به عنوان موتور محرکه رشد و توسعه تلقي مي شود، فراهم مي آيد و از اين طريق توسعه و ترقي جوامع اسلامي در عصر حاضر شتاب خواهد گرفت و خاطره تاريخچه درخشان اين شيوه مترقي تامين مالي اسلامي در پيشتازترين کسب و کار عصر حاضر باز زنده خواهد شد.
منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/120815/ )
برچسب ها   وقف

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر